على ربانى گلپايگانى
41
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
آخرين موضوع منتهى گردد ، آخرين موضوع ، در تعريف ديگر موضوعها به كار مىرود و آن موضوعها همگى عرض ذاتى موضوع آخرين بشمار مىروند . مثلا مىگوئيم : سياهى قابض نور بصر ( جمعكننده نور چشم ) است . براى سياهى ( سواد ) كه موضوع اين قضيه است ، موضوع ديگرى است و آن ، « كيف مبصر » است ، كيف مبصر هم موضوع ديگرى دارد و آن « كيف محسوس » است ، كيف محسوس هم موضوع ديگرى دارد و آن « كيف » ( مطلق ) است و كيف هم موضوع ديگرى دارد و آن « ماهيت » است ، و موضوع ماهيت « موجود » است . اكنون اگر بخواهيم « سواد » ( موضوع قضيه نخست ) را تعريف كنيم ، از آخرين موضوع شروع مىكنيم و آن را به ضميمه ديگر موضوعات در تعريف آن به كار مىبريم . از مجموع بحثهاى گذشته روشن شد كه عرض ذاتى عبارت است از « آن محمولى كه موضوع در تعريف آن به كار مىرود » . يادآورى دو نكتهء لازم 1 - هرگاه محمولى أخص از موضوع خود باشد ، آن محمول به تنهايى عرض ذاتى موضوع نمىباشد بلكه به ضميمهء محمول ديگر ، كه قسيم محمول اوّل است ، عرض ذاتى موضوع مىباشند . مانند موجود كه به واجب و ممكن تقسيم مىگردد ؛ زيرا هريك از واجب و ممكن به تنهايى عرض ذاتى موجود نمىباشد ، بلكه هردو با هم عرض ذاتى آن هستند . و هرگاه بخواهيم آن دو را با هم در يك قضيه ذكر نمائيم به صورت محمول مردد ( با كلمه او ) ذكر مىكنيم و مىگوئيم : « الموجود ، واجب او ممكن » . اين قضيه در اصطلاح منطق به قضيه حمليّه مرددة المحمول ناميده مىشود . 2 - گاهى حمل به صورت معكوس انجام مىگيرد ، يعنى مفهومى كه بايد در جاى موضوع قضيه ذكر شود ، به جاى محمول ذكر مىشود و بالعكس . مانند :